نقش فراموش شده بختیاریان درمشروطه ایران…

انقلاب مشروطیت ایران که مقارن پایان کار مظفرالدین شاه و شروع پادشاهی محمدعلی شاه بود به سال۱۲۸۵به بار نشست وبه دلیل این که شهر تبریز ازدیربازمحل حکومت ولی عهدهای شاهان قاجار بود بنابراین بیشتر ازدیگر شهرهای ایران پیروزی مشروطیت نقش داشتند ودرمجلس اول هم به اتفاق تهران و یکی دو شهر مهم دیگر کشور نمایندگانی داشتند.

مشروطه اول حدود دوسال دوام داشت در مشروطه اول بختیاری ها شرکت نداشتند وبیشتر روشنفکران تهران وبنابه دلیل گفته شده مجاهدین تبریز مشارکت داشتنددرمشروطه دوم اما بختیاریان به پیکار برخاستند
وبزرگترین فداکاری رااز خود نشان دادند ولی آنچنان که شایسته جانبازی های آنان بود درتاریخ مشروطه وبه خصوص درتاریخ این روزگار ازآنان یادنمی شود واگرهم یادی می شود به شکل منفی است این درحالی است که تهران تقریبا توسط قوای ۲۰۰۰نفره بختیاری ویکصد مجاهدارمنی مسیو یفرم خان ودویست مجاهد گیلانی محمدولی خان تنکابنی فتح شد درسوم تیرماه ۱۲۸۷محمدعلی شاه مجلس مشروطه را تعطیل کرد در تهران و بسیاری از شهرهای مختلف عده ای روشنفکران آن روزگار به این کار اعتراض کردند اماازآنجا که محمدعلی شاه ذاتا مردی مستبد بودوبه حمایت سفارت روسیه دلگرم به خواست مشروطه طلبان اعتنایی نداشت به هرروی درشهرهای مختلف مردم اعتراضاتی داشتندکه بیشتر درتبریز به رهبری ستارخان وباقرخان وگیلان به محوریت محمدولی خان تنکابنی مشهوربه سپهدار رشتی ودرشهراصفهان به پیش قراولی علی قلی خان بختیاری مشهور به سرداراسعد وایشان هرکدام جداگانه علیه استبداد فعالیت می کردند تااین روند وقایع به گونه ای شد که مردم بختیاری به عنوان پیاده نظام مشروطه به طرف اصفهان حرکت کردند واصفهان راباهماهنگی شخصی روحانی به نام حاج آقا نورالله وبزرگان شهرازجمله برداران علوی( دکترمسیح خان،دکترعیسی خان ،دکتر نوالله خان)تصرف کردند فرماندهی آنان باابراهیم خان ضرغام السلطنه بود وحاکم اصفهان ،شخصی به نام اقبال الدوله کاشانی که ناچار به کنسول روس پناهنده شد ،با تصرف اصفهان قوای مشروطه خواه اصفهان نیز اضافه شدندوچون روحیه مضاعف گرفتند راهی تهران شدند درطول چند روز فاصله میان تصرف تهران تافتح تهران خبر به اردوی بختیاری رسید که سپهدار رشتی ازمحمدعلی شاه جداشده وبه آزادی خواهان تبریز پیوسته وباستارخان وباقرخان پیمان بسته وخبرآمد اردویی از مجاهدان گیلان وتبریز آمادگی رزمی پیداکرده اند طبیعتا این خبر روحیه اردوی بختیاری را روانه تهران بودمضاعف ساخت.اصفهان پس ازتبریز دومین شهری بود که آزادیخواهان درآن پیروز شدند درحالی که هنوز تهران دردست محمدعلی شاه بود دراین هنگام مرتبا درمیان اردوی بختیاری دراصفهان باقوای مجاهدان تبریز وگیلان تماس تلگرافی وهماهنگی برقراربود درحالی که بختیاریان آماده حرکت به سوی تهران بودند قوای سپهدار رشتی درقزوین برای تصرف تهران دچارتردید ودودلی شدند وقوای تبریز نیز دراین هنگام باکارشکنی های تقی زاده دست به گریبان بودودرتهران نیزشیخ فضل الله به روشنی از محمدعلی شاه حمایت می کرد واعتصاب درعبدالعظیم حسنی ومیدان توپخانه رامدیریت می کرد درنهایت با پافشاری سردار اسعد قوای مشروطه خواه ازتردید ودودلی خارج گردید وتصمیم به فتح تهران گرفتند.نکته تاسف بار این که به هنگام حرکت قوای بختیاری به سوی تهران عده ای دیگرازخوانین بختیاری به سرکردگی امیرمفخم بختیاری دررکاب محمدعلی شاه بودندکه البته به خاطر تعصب ایلی وفامیلی حاضربه تیراندازی به سوی قوای مشروطه خواه نشدند وبه بیان روشن بازی دوگانه درپیش گرفتندخلاصه این که پس ازچندین روز که قوای مجاهدین به سوی تهران درحرکت بودند در یکی از روزها اردوی گیلان ومجاهدین ارامنه و اردوی بختیاری درحوالی یافت آبادتهران به هم رسیدند وبرای اولین بار میان سپهدار رشتی ومسیویفرم ارمنی وسردار اسعد بختیاری ملاقات صورت گرفت وپس از مشورت به سوی تهران حرکت کردند اردوی بختیاری ۲۰۰۰نفربودند،اردوی سپهداررشتی ۲۰۰نفرومجاهدان یفرم خان ارمنی عبارت از ۱۰۰نفر فدایی ارامنه وگرجی بودند خلاصه این که محمدعلی شاه که سوم تیرماه ۱۲۸۷مجلس مشروطه رابه توپ بست پس از۱۲ ماه زدوخورد بامجاهدان مشروطه خواه در۲۵ تیرماه ۱۲۸۸شمسی به سفارت روس پناهنده شددرتمام طول این مدت آنان که پیاده نظام وسواره نظام خط مقدم جبهه جنگ بودندنیروهای بختیاری بودند وایده تصرف پایتخت هم ازجانب خوانین بختیاری بود اماپس از فتح تهران خان گیلانی رئیس الوازرا شد خان ارمنی نیز رئیس شهربانی پایتخت گردید ،خان قاجار هم نایب السلطنه شد ازهمان ابتدای پیروزی سربختیاریان تقریبا بی کلاه ماند پس ازفتح تهران میان نیروها ی مشروطه دسته بندی های زیادی صورت گرفت اول اینکه موسیو یفرم ارمنی رئیس نظمیه اقدام به اعدام شیخ فضل الله نمود که این اولین تندروی مجاهدین بود دوم اینکه ستارخان وباقرخان که درتهران حاضرنبودند به دلایلی در۲۸ اسفند سال ۱۲۸۸ازتبریز با۱۰۰نفرمجاهدبه تهران آمدند وازطرف مجلس شورای ملی ماهانه هرکدام ۱۰۰۰تومان حقوق می گرفتند درکشاکش میان دوگروه دموکرات (انقلابیون)واعتدالیون گروهی به منزل سیدعبدالله بهبهانی ریختند و وی را درحضور خانواده اش به قتل رساندند هنگامی که آشفتگی سیاسی درتهران شدت گرفت وتمام طرفین هم مسلح بودند وچندین ترور وقتل اشخاص سرشناس اتفاق افتاد دولت مستوفی الممالک هراسان شد و طی مصوبه مجلس قراربه خلع سلاح مجاهدین مشروطه گرفت ومسولیت اجرای آن به عهده مسیو یفرم رئیس شهربانی گذاشته شد اول کار ستارخان وباقرخان هم شروع به جمع آوری اسلحه افراد زیردست خودنمودنداما درمیانه کار با فتنه گری سفارت عثمانی به نام (جمیل بیگ وجمال بیگ)سردار وسالار ملی ازپس دادن اسلحه های خود پشیمان شدند خلاصه دولت و مسیو یفرم هم که التیماتوم دولت پایان یافته بود آماده جنگ با مجاهدین متمرد شدند درپارک اتابک میان نیروهای دولتی ومجاهدین جنگ درگرفت ستارخان دراین جنگ زخمی شد درجنگ داخلی میان مجاهدین درپارک اتابک۷نفرازنیروهای دولتی کشته شدندکه اغلب بختیاری بودند و از مجاهدین تبریز ۱۸نفر کشته شدندجالب این که پس از تیرخوردن ستارخان وی را به خانه صمصام السلطنه بختیاری بردند ومعالجه نمودند تابهبود یافت بعدها ازطرف مجلس شورای ملی برای ستارخان ۴۰۰تومان وباقرخان۳۰۰تومان حقوق مقرر داشتند درپایان آنچه غرض نگارنده ازبازتکرارحوادث مشروطه بود بازخوانی تاریخ آن روزگار درکتاب های درسی ورسانه ملی است.

۱-اول این که صدا وسیمای جمهوری اسلامی ایران تلاش می کند شیخ فضل الله را از هر اتهامی مبرا بداند درصورتی که اوباقدرت تمام ازمحمدعلی شاه حمایت می کرد ومشروطه را حرام اعلام می کرد.
۲-مجاهدین تبریز اگرچه درمشروطه اول نقش ممتازی داشتند اما درکتاب های درسی تاریخ وبرنامه های تلویزیون تنها به همین دوسردار بسنده می شود.
۳-نیروی مجاهد گرجی و ارمنی زیرفرمان یفرخان بیشتراز ۱۰۰نفرنبوده اند امادربعضی از کتاب ها به خصوص تاریخ احمد کسروی آنچنان به نقش آنان توجه شده است که گویی مشروطه ایران فقط با دست با کفایت آنها پیروز واستقرار یافت .
۴-به نقش قوای بختیاری که بیشتراز ۲۰۰۰نفرسواربودند هیچ اشاره ای نمیشود وکمتر دانشجویی است که بداند نجف قلی خان صمصام چه کسی بوده یا هنگامی که محمدعلی شاه مجددهوای بازگشت به ایران می کند کسی یادآوری نمی کند که درتاریک ترین روزهای تاریخ مشروطه آن که نخست وزیر را ازجانب عضدالملک نایب السلطنه پذیرفته بود نجف قلی خان صمصام السلطنه بختیاری بوده ودر تمام جنگ هامقابل نیروهای پرقدرت محمدعلی شاه دربازگشت دوباره وی به ایران فقط وفقط قوای بختیاری حضورداشتند یاد هر دو سردار بزرگ مشروطه خواه آذری نیکوست اما دریغ از یادآوری ازبختیاریان واگرهم یادآوری شود به صورت منفی وحتی نوکر اجنبی !
نقش واهمیت بختیاریان در صحنه سیاست ایران همین کافی است که هنگامی که مشروطه منحرف شد وکارها روبه پریشانی نهاد وجنگ اول جهانی هم مزید برعلت شده بود کشاکشی سخت میان سیاسیون ایرانی شروع شداشخاص بنام مانند شهیدمدرس ،علامه دهخدا؛ فرخی یزدی پس از آوارگی سخت مدت ها نزد بختیاریان میهمان بودند وارتباط تنگاتنگ داشتند بااین که قبل ازروی کار آمدن رضاخان سفیر انگلستان نورمن درقریه شلمزار بامرتضی قلی خان بختیاری ملاقات می کند وپیشنهاد پادشاهی وتشکیل سلسله جدید را می دهد ایشان قبول نمی کنند وچون خودرافاقد فره شاهانشاهی می دانند ولذا سراغ تیمور تاش خراسانی می رود واونیز قبول نمی کندچون اظهار می کند فاقد نیروی پشتیبانی است وناگهان آیرون ساید درقزوین برگ رضاخان را رو می کند.
گر ایران زمین بختیاری نداشت
گمانم که از بخت یاری نداشت…