استاندار در احتضار و استان در احتضار تر !

 

ظرف چند روز اخیر استاندار خوزستان را که جانش بسلامت باد! باز هم در بستر بیماری دیدیم
البته ضمن آرزوی سلامتی عاجل برای ایشان باید ذکر کرد که از پا افتادن ایشان کاملا قابل پیش بینی بود چرا که استاندار در چند سال گذشته یک تنه رل فرماندارها بخشدارها،دهیارها!مدیران کل!مدیران عامل و هر آنچه مدیر و رییس و کدخدا و رعیت بود را میخواست یک تنه ایفا کند فارغ از اینکه هیچکس به تنهایی سزار نمی شود…
در بحث مشاورین استاندار محترم هرکس را که برکنار کرد و احتمال میداد به ضد ایشان کار کند و هرکس را که نمی خواست به او پست بدهد و موی دماغ می شد را حکم مشاور داد
مشاورینی که هرگز حتی سالی یک بار استاندار را ملاقات نمی کردند! و خود استاندار به علت کثرت مشاورین یا همان مشاولین! حتی نام بعضی از آنها را نمی داند…! بماند که واژه ی دستیار در امور…نیز از ابداعات غلامرضا شریعتی در دادن عناوین پرطمطراق اما صوری و بدرد نخور بوده است
در بحث فرمانداران که بخش اعظم آنها سرپرست هستند باز آنها کاملا بی اختیار و فاقد کنش لازم هستند و استاندار خود به جای همه ی آنها تصمیم میگیرد و تقریبا همانند نادرشاه افشار که همه ی عمر پادشاهی خود را در سفر بود استاندار خوزستان نیز تمام عمر مدیریتی خود را در سفر بین شهرها و روستاها بوده است با این تفاوت که نادر در همان عمر کوتاه پادشاهی،افغان ها را از ایران راند،هند را به تصرف درآورد و تمامی سرزمین های از دست رفته را به کشور بازگرداند و گرانترین الماس های جهان،کوه نور و دریای نور را برای ایران به ارمغان آورد که هنوز و پس از قرن ها یکی از آنها به عنوان پشتوانه ی پولی ایران در بانک مرکزی قرار دارد اما دستاورد سفرهای دائمی استاندار برای خوزستان چه بوده است؟!
خروجی این سالها به ما می گوید که استان روی تردمیل قرار داشته است…همه ی ما خوزستانی ها در یکی دو سال اخیر بسیار دویده ایم خود استاندار نیز تا حد بیمار کردن جسم و روح و روان خود دویده است
حالا همه ی ما خسته و کوفته و عرق ریزان!اما سرجای خود و روی همان تردمیل مانده ایم
دستاورد چه بوده؟ استاتدار در احتضار با دو عمل جراحی سخت در یک هفته.. ! و استان نیازمند هزاران عمل جراحی دقیق برای درآوردن دمل های چرکی و غدد سرطانی که در دو سال اخیر و در نبود یک سیستم ساختارمند و دارای اتوریته ی سازمانی رشد و نمو کرده اند…
بعضی از شرکت های تولیدی سودده که در آینده از آنها به تفصیل خواهم نوشت به مهدکودک تبدیل شده اند و هر بچه ی بیکار و بی سوادی که قبلا آرزوی یک استخدام پیمانکاری را داشت امروز به مدیر فلان واحد در فلان شرکت تولید منصوب گشته است
خروجی چه بوده؟ هیچ به توان هیچ…!
استاندار شریعتی می توانست با استفاده از سیستم های مدیریت ۲ ساعت در روز را به دیدار با مدیران کل…۲ساعت را به دیدار با فرمانداران…۲ ساعت را به شنیدن گزارش پروژه ها…۲ ساعت را به دیدار با معاونین بگذراند یعنی ۸ ساعت مفید،یعنی ۸ صبح الی ۱۶ عصر
یک یا دو روز در هفته را به دیدار مردمی اختصاص دهد و باقی اوقاتش را به بررسی و نظارت دقیق بر اجرای پروژه ها و طرح هایی که فقط در ۲سال اخیر کلنگ خورده اند اما اجرا نشده اند بگذراند
اما در سیستم فشل و وقت بر فعلی، هم استاندار در اثر دوندگی زیاد و شبانه روزی مستعمل و فرسوده شده و سلامتی اش سخت به خطر افتاده و هم استان متاثر از تصمیمات ایشان به حال احتضار تر از همه ی دوران خویش افتاده است…
امروزه علم مدیریت علم استفاده ی بهینه از تمام ظرفیت ها در کمترین زمان ممکن و با بالاترین بازدهی ممکن است
آیا در استان ما چنین مدیریتی اعمال می شود؟
آیا ظرفیت های موجود در استان همان ۱۰_۱۲ نفر اطراف استانداار هستند که مرتبا در استانداری جابجا میشوند و خبری از افزوده شدن ظرفیت های جدید نیست؟
این روزها متاسفانه فضای انتقاد و نقد در استان به شدت مسموم شده است بطوری که هرکس حتی حقایق را بگوید و نقد سازنده نیز میکند سریعا توسط بادمجان دور قاب چین ها به ضدیت و مخالفت با استاندار متهم میشود و این در حالی ست که همه ی ما به عنوان دوستان و حامیان استاندار هم نگران سلامتی به خطر افتاده ی استان.‌‌..و هم نگران سلامتی شخص استاندار پرتلاش و مردمی هستیم
منتظر نقدهای موشکافانه و کارشناسانه ی ما در نوشته های بعدی باشید…ضمن آرزوی شفای عاجل برای استاندار عزیز و زحمتکش خوزستان

بابک_طهماسبی