اشتراک گذاری در twitter
اشتراک گذاری در whatsapp
اشتراک گذاری در telegram

[secondary_title]

نقش فراموش شده بختیاریان درمشروطه ایران…

انقلاب مشروطیت ایران که مقارن پایان کار مظفرالدین شاه و شروع پادشاهی محمدعلی شاه بود به سال ۱۲۸۵ به بار نشست و به دلیل این که شهر تبریز از‌ دیرباز محل حکومت ولیعهدهای شاهان قاجار بود بنابراین بیشتر از دیگر شهرهای ایران در پیروزی مشروطیت نقش داشتند ودر مجلس اول هم به اتفاق تهران و یکی دو شهر مهم دیگر کشور، نمایندگانی داشتند.

مشروطه اول حدود دوسال دوام داشت در مشروطه اول بختیاری ها شرکت نداشتند و بیشتر روشنفکران تهران و بنا به دلیل گفته شده مجاهدین تبریز مشارکت داشتند.

در مشروطه دوم اما بختیاریان به پیکار برخاستند و بزرگترین فداکاری را از خود نشان دادند ولی آنچنان که شایسته جانبازی های آنان بود در تاریخ مشروطه و به خصوص در تاریخ این روزگار از آنان یاد نمی شود و اگر هم یادی می شود به شکل منفی است این درحالی است که تهران تقریبا توسط قوای ۲۰۰۰ نفره بختیاری و یکصد مجاهد ارمنی مسیو یفرم خان و دویست مجاهد گیلانی محمدولی خان تنکابنی فتح شد درسوم تیرماه ۱۲۸۷ محمدعلی شاه مجلس مشروطه را تعطیل کرد در تهران و بسیاری از شهرهای مختلف عده ای روشنفکران آن روزگار به این کار اعتراض کردند اما از آنجا که محمدعلی شاه ذاتا مردی مستبد بود و به حمایت سفارت روسیه دلگرم، به خواست مشروطه طلبان اعتنایی نداشت به هرروی در شهرهای مختلف مردم اعتراضاتی داشتند که بیشتر درتبریز به رهبری ستارخان و باقرخان و گیلان به محوریت محمد ولی خان تنکابنی مشهور به سپهدار رشتی و در شهر اصفهان به پیش قراولی علی قلی خان بختیاری مشهور به سردار اسعد و ایشان هرکدام جداگانه علیه استبداد فعالیت می کردند تا این روند وقایع به گونه ای شد که مردم بختیاری به عنوان پیاده نظام مشروطه به طرف اصفهان حرکت کردند و اصفهان را با هماهنگی شخصی روحانی به نام حاج آقا نورالله و بزرگان شهر از جمله برادران علوی(دکترمسیح خان،دکترعیسی خان ،دکتر نورالله خان) تصرف کردند فرماندهی آنان با ابراهیم خان ضرغام السلطنه بود و حاکم اصفهان ،شخصی به نام اقبال الدوله کاشانی که ناچار به کنسول روس پناهنده شد ،با تصرف اصفهان قوای مشروطه خواه اصفهان نیز اضافه شدند و چون روحیه مضاعف گرفتند راهی تهران شدند در طول چند روز فاصله میان تصرف تهران تا فتح تهران خبر به اردوی بختیاری رسید که سپهدار رشتی از محمدعلی شاه جدا شده و به آزادی خواهان تبریز پیوسته و با ستارخان و باقرخان پیمان بسته و خبر آمد اردویی از مجاهدان گیلان و تبریز آمادگی رزمی پیدا کرده اند طبیعتا این خبر روحیه اردوی بختیاری را که روانه تهران بود مضاعف ساخت.اصفهان پس از تبریز دومین شهری بود که آزادیخواهان در آن پیروز شدند درحالی که هنوز تهران در دست محمدعلی شاه بود در این هنگام مرتبا در‌میان اردوی بختیاری در اصفهان با قوای مجاهدان تبریز و گیلان تماس تلگرافی و هماهنگی برقرار بود درحالی که بختیاریان آماده حرکت به سوی تهران بودند قوای سپهدار رشتی در قزوین برای تصرف تهران دچار تردید و دودلی شدند و قوای تبریز نیز در این هنگام با کارشکنی های تقی زاده دست به گریبان بود و در تهران نیز شیخ فضل الله به روشنی از محمدعلی شاه حمایت می کرد و اعتصاب در عبدالعظیم حسنی و میدان توپخانه را مدیریت می کرد در نهایت با پافشاری سردار اسعد قوای مشروطه خواه از تردید و دودلی خارج گردید و تصمیم به فتح تهران گرفتند.نکته تاسف بار این که به هنگام حرکت قوای بختیاری به سوی تهران عده ای دیگر از خوانین بختیاری به سرکردگی امیرمفخم بختیاری در رکاب محمدعلی شاه بودند که البته به خاطر تعصب ایلی و فامیلی حاضر به تیراندازی به سوی قوای مشروطه خواه نشدند و به بیان روشن بازی دوگانه در پیش گرفتند خلاصه این که پس از چندین روز که قوای مجاهدین به سوی تهران در حرکت بودند در یکی از روزها اردوی گیلان و مجاهدین ارامنه و اردوی بختیاری درحوالی یافت آباد تهران به هم رسیدند و برای اولین بار میان سپهدار رشتی و مسیو یفرم ارمنی و سردار اسعد بختیاری ملاقات صورت گرفت وپس از مشورت به سوی تهران حرکت کردند اردوی بختیاری ۲۰۰۰ نفر بودند،اردوی سپهدار رشتی ۲۰۰ نفر و مجاهدان یفرم خان ارمنی عبارت از ۱۰۰ نفر فدایی ارامنه و گرجی بودند خلاصه این که محمدعلی شاه که سوم تیرماه ۱۲۸۷ مجلس مشروطه را به توپ بست پس از ۱۲ ماه زد و خورد بامجاهدان مشروطه خواه در۲۵ تیرماه ۱۲۸۸شمسی به سفارت روس پناهنده شد در تمام طول این مدت آنان که پیاده نظام و سواره نظام خط مقدم جبهه جنگ بودند نیروهای بختیاری بودند و ایده تصرف پایتخت هم از جانب خوانین بختیاری بود اما پس از فتح تهران خان گیلانی رئیس الوازرا شد خان ارمنی نیز رئیس شهربانی پایتخت گردید ،خان قاجار هم نایب السلطنه شد از همان ابتدای پیروزی سربختیاریان تقریبا بی کلاه ماند پس ازفتح تهران میان نیروهای مشروطه دسته بندی های زیادی صورت گرفت اول اینکه موسیو یفرم ارمنی رئیس نظمیه، اقدام به اعدام شیخ فضل الله نمود که این اولین تندروی مجاهدین بود دوم اینکه ستارخان و باقرخان که در تهران حاضر نبودند به دلایلی در۲۸ اسفند سال ۱۲۸۸ از تبریز با ۱۰۰ نفر مجاهد به تهران آمدند و ازطرف مجلس شورای ملی ماهانه هر کدام ۱۰۰۰ تومان حقوق می گرفتند درکشا کش میان دو گروه دموکرات (انقلابیون) و اعتدالیون گروهی به منزل سیدعبدالله بهبهانی ریختند و وی را در حضور خانواده اش به قتل رساندند هنگامی که آشفتگی سیاسی در تهران شدت گرفت و تمام طرفین هم مسلح بودند و چندین ترور و قتل اشخاص سرشناس اتفاق افتاد دولت مستوفی الممالک هراسان شد و طی مصوبه مجلس قرار به خلع سلاح مجاهدین مشروطه گرفت ومسولیت اجرای آن به عهده مسیو یفرم رئیس شهربانی گذاشته شد اول کار ستارخان و باقرخان هم شروع به جمع آوری اسلحه افراد زیردست خود نمودند اما درمیانه کار با فتنه گری سفارت عثمانی به نام (جمیل بیگ و جمال بیگ)سردار وسالار ملی از پس دادن اسلحه های خود پشیمان شدند خلاصه دولت و مسیو یفرم هم که التیماتوم دولت پایان یافته بود آماده جنگ با مجاهدین متمرد شدند در پارک اتابک میان نیروهای دولتی و مجاهدین جنگ درگرفت ستارخان در این جنگ زخمی شد درجنگ داخلی میان مجاهدین درپارک اتابک ۷نفر از نیروهای دولتی کشته شدند که اغلب بختیاری بودند و از مجاهدین تبریز ۱۸ نفر کشته شدند جالب این که پس از تیرخوردن ستارخان وی را به خانه صمصام السلطنه بختیاری بردند و معالجه نمودند تا بهبود یافت بعدها ازطرف مجلس شورای ملی برای ستارخان ۴۰۰تومان وباقرخان۳۰۰تومان حقوق مقرر داشتند درپایان آنچه غرض نگارنده ازبازتکرارحوادث مشروطه بود بازخوانی تاریخ آن روزگار درکتاب های درسی ورسانه ملی است.

۱-اول این که صدا وسیما تلاش می کند شیخ فضل الله را از هر اتهامی مبرا بداند درصورتی که او با قدرت تمام از محمدعلی شاه حمایت می کرد ومشروطه را حرام اعلام می کرد.
۲-مجاهدین تبریز اگر چه در مشروطه اول نقش ممتازی داشتند اما در کتاب های درسی تاریخ وبرنامه های تلویزیون تنها به همین دوسردار بسنده می شود.
۳-نیروی مجاهد گرجی و ارمنی زیر فرمان یفرم خان بیشتر از ۱۰۰ نفر نبوده اند اما در بعضی از کتاب ها به خصوص تاریخ احمد کسروی آنچنان به نقش آنان توجه شده است که گویی مشروطه ایران فقط با دست با کفایت آنها پیروز و استقرار یافت.
۴-به نقش قوای بختیاری که بیشتر از ۲۰۰۰ نفر سوار بودند هیچ اشاره ای نمیشود وکمتر دانشجویی است که بداند نجف قلی خان صمصام چه کسی بوده؟ یا هنگامی که محمدعلی شاه مجدد هوای بازگشت به ایران می کند کسی یادآوری نمی کند که در تاریک ترین روزهای تاریخ مشروطه، آن که نخست وزیر را از جانب عضدالملک نایب السلطنه پذیرفته بود نجف قلی خان صمصام السلطنه بختیاری بوده و در تمام جنگ ها مقابل نیروهای پرقدرت محمدعلی شاه در بازگشت دوباره وی به ایران فقط و فقط قوای بختیاری حضور داشتند یاد هر دو سردار بزرگ مشروطه خواه آذری نیکوست اما دریغ از یادآوری از بختیاریان و اگر هم یادآوری شود به صورت منفی وحتی نوکر اجنبی!
در مورد نقش و اهمیت بختیاریان در صحنه سیاست ایران همین کافی است که هنگامی که مشروطه منحرف شد و کارها رو به پریشانی نهاد و جنگ اول جهانی هم مزید بر علت شده بود کشاکشی سخت میان سیاسیون ایرانی شروع شد اشخاصی بنام مانند شهیدمدرس ،علامه دهخدا؛ فرخی یزدی پس از آوارگی سخت مدت ها نزد بختیاریان میهمان بودند و ارتباط تنگاتنگ داشتند با این که قبل از روی کار آمدن رضاخان سفیر انگلستان نورمن در قریه شلمزار با مرتضی قلی خان بختیاری ملاقات می کند و پیشنهاد پادشاهی و تشکیل سلسله جدید را می دهد ایشان قبول نمی کنند و چون خود را فاقد فره شاهانشاهی می دانند و لذا سراغ تیمور تاش خراسانی می رود و او نیز قبول نمی کند چون اظهار می کند فاقد نیروی پشتیبانی است و ناگهان آیرون ساید در قزوین برگ رضاخان را رو می کند…
گر ایران زمین بختیاری نداشت
گمانم که از بخت یاری نداشت…

اشتراک گذاری در facebook
اشتراک گذاری در twitter
اشتراک گذاری در whatsapp
اشتراک گذاری در telegram

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

آخرین اخبار