اشتراک گذاری در twitter
اشتراک گذاری در whatsapp
اشتراک گذاری در telegram

[secondary_title]

تحلیلی بر سایه بی تقوایی از تباهی اخلاق تا فرو پاشی اجتماعی

به قلم الله مراد کمائی

از دیرباز بر سر مفهوم افلاطونی عدالت در میان مردمان سرزمین ایران و دانشمندان بحث بوده است همانطور که افلاطون در تعریف عدالت بیان می کند عدالت به مفهوم زندگی انسانی، قرار دادن هر چیزی و هر کسی بر سرجای متناسب با خود می باشد

تقوا و تخصص ،دو بال مسئولیت‌پذیری هستند و در نگاه سطحی، شاید پذیرش هر مسئولیتی، نشانه‌ی جسارت و اعتماد به نفس باشد. اما حقیقت والاتر، که تنها افراد باتقوا به آن واقفند ، آن است که پذیرش مسئولیت، تنها در سایه‌ی تخصص و شایستگی حقیقی، معنا می‌یابد و بی‌تخصصی، گناهی نابخشودنی است.

پذیرش سمت بدون تخصص، نوعی خیانت به اعتماد جامعه محسوب می‌شود.

پیامدهای بی‌تخصصی، ویرانگر است و خطاهای ناشی از آن می‌تواند:

– جان انسان‌ها را به خطر اندازد

-حقوق مردم را ضایع کند

-منابع عمومی را هدر دهد

-اعتماد عمومی را خدشه‌دار کند.

لذا، تقوا، فرد ، را از مشارکت در این ویرانی‌های احتمالی بازمی‌دارد.

“نه” گفتن، نشانه‌ی شجاعت اخلاقی است . فرد باتقوا شجاعت آن را دارد که در مقابل پیشنهادهای جذاب اما فراتر از توان و تخصصش، نه بگوید. او می‌داند این رد کردن، نه ضعف، بلکه اوج مسئولیت‌پذیری و احترام به منصب است. او ترس از دست دادن موقعیت یا منافع مادی را بر سلامت جامعه و رضای خداوند ترجیح نمی‌دهد.

در نقطه مقابل: فرد بی‌تقوا ممکن است تنها به منافع شخصی، مقام، پول یا شهرت ناشی از یک سمت حساس فکر کند. او پیامدهای منفی عملکرد ضعیفش را نادیده می‌گیرد یا کوچک می‌شمارد. غرور، طمع یا جهل، او را به سمت پذیرش مسئولیت‌هایی سوق می‌دهد که صلاحیت آن را ندارد و این، آغازی است بر آسیب‌های جبران‌ناپذیر.

نتیجه‌گیری: همانگونه که می دانیم، ریشه بی تقوایی در رفتار برخی افراد و احزاب است ،اما آنچه حائز اهمیت است پراکندگی بیش از حد قدرت در نظام حکمرانی و کارگزاران ، است که جامعه را به سمت بی نظمی سوق داده است به گونه ای که بی نظمی بعنوان یک پدیده غلط و دو سویه از سوی کانونهای حکمرانی و جامعه در یک مسیر رفت و برگشتی منجر به تضعیف ساختار حاکمیت و اضمحلال جامعه خواهد شد

تقوای واقعی، در پذیرش مسئولیت با آگاهی و تخصص تجلی می‌یابد. فرد باتقوا، مسئولیت را امانتی الهی و اجتماعی می‌داند و می‌کوشد این امانت را تنها زمانی بپذیرد که شایستگی حفظ و رشد آن را داشته باشد. او با علم به پیامدهای سنگین بی‌کفایتی، هرگز تن به کاری نمی‌دهد که تخصص آن را ندارد، چرا که می‌داند انجام ندادن کاری که در آن تخصص نداریم، گاهی بزرگ‌ترین خدمت و عین تقوای الهی است.

لذا، تقوا فقط پرهیزگاری در عبادات نیست؛ تقوا، خودشناسی، مسئولیت‌پذیری آگاهانه و شجاعت اخلاقی در تشخیص مرز توانایی‌ها و ناتوانی‌ها است ، لذا با توجه به اینکه تقوای ظاهری و باطنی افراد قابل سنجش نیست در یک جامعه مدنی بایستی در کنار تقوا و تخصص ،انضباط نیز در رفتار کارگزاران و مردم لحاظ گردد و از انتخاب و انتصاب جاهلین مرکب در حوزه های بی تقوایی،بی تخصصی و بی انضباطی خودداری گردد

از طرفی ، نظام حکمرانی در مسئولیتی که به شخص اعطا می کند ، بایستی پیشتاز ، حرفه ای، عادلانه و رو به ترقی و منضبط عمل نماید و این امر همان شیوه ای است که جامعه را از بی نظمی ، غیر حرفه ای گری و بی اخلاقی و بی عدالتی های اجتماعی دور می سازد .

اشتراک گذاری در facebook
اشتراک گذاری در twitter
اشتراک گذاری در whatsapp
اشتراک گذاری در telegram

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

آخرین اخبار