وقتی همه قدر استاندار شریعتی را دانستند جز ما خوزستانی ها…!وزیر نیرو: به عنوان عضوی از دولت قدردان مدیریت شاخص ، پیگیری ها و برنامه ریزی های دکتر غلامرضا شریعتی استاندار خوزستان در بهبود امور استان خوزستان هستم/وجود ایشان سرمایه ارزشمندی برای خوزستان است…
آیا وزرا و مسئولان کشوری در مورد چند استاندار در کشور تاکنون این سخنان و جملات را بکار برده اند؟!
قطعا هیچ استانداری …
وجود دکتر غلامرضا شریعتی در این نزدیک به ٢سال و انبوه مشکلات شدید خوزستان غنیمتی بس بزرگ است و بود که تنها کسانی که قدر آن را ندانسته و نمی دانند ما مردم خوزستان هستیم…
ما عادت کرده ایم که قدر آب مان را ندانیم و آن را بی محابا هدر بدهیم اما وقتی استان های دیگر دندان طمع برای بردنش تیز کردند…برایش سینه بچاکانیم!
عادت کرده ایم نسبت به بهترین ها اگر خودی باشند اگر از جنس خودمان باشند
اگر شریف؛سربزیر و محترم باشند
اگر از طلوع سپیده تا نیمه شب برای ما بدوند…قدر ناشناس باشیم و شاید از روی جهالت گاه هم از روی حسادت داشته ها و شایستگی ها را نبینیم یا به بد تعبیر کنیم…
شاید اگر دکتر شریعتی هم وارداتی و غریبه بود قدر او را بیشتر می دانستیم
جدیدا هم که مرتبا برخی دوستان که از آنها لااقل انتظار نمی رفت…او را به نداشتن برنامه ی کلان برای استان متهم کردند!
دوستان عزیز بیایید واقع بینانه و بدور از کینه و حسد و سیاه نمایی استان و مدیریت کلان آن را بررسی کنیم
در زمانه ای که قدرت نماینده ها از قدرت دولت پیشی گرفته و جمع چند نماینده قادر به ایجاد چالش برای کرسی وزراست…
و دکتر شریعتی یا هر استاندار دیگری در کشور برای تعویض حتی یک مدیر دسته چندم و رده میانه باید به ده ها نماینده پاسخ بگوید و آنها را راضی نمایند…؟!
چگونه می توان از سلیقه ی مدیریتی یا چینش بر أساس برنامه و پلن سخن گفت؟!
وقتی نمایندگان محترم که در أنظار عمومی دم از حق و حقوق مردم و شعارهایی مانند عدالت اجتماعی و فداکاری در جهت حفظ تمامیت ارضی و… می زنند
برای فلان اشتباه سهوی! و در فلان ارگان در تهران به جای دعوت مردم عامه به آرامش و تعقل؛مردم و همراهان خود را به آشوب و برهم زدن نظم عمومی تشویق می کنند و با حضور در جمع آشوب گران بدون نگاه ملی و فراگیر! دورنمای انتخابات آینده ی خود را میان این همه هیاهو ترسیم می کنند…؟!
از کدام خوزستان متحد و یکپارچه سخت می گوییم؟!
از کدام فضای بی دغدغه برای استاندار زحمتکش و محبوب برای رفع و رجوع مشکلات استان سخن می گوییم؟!
وقتی فلان نماینده به جای نگاه توسعه مدار و تلاش برای دفاع از حق و حقوق استان و کمک به دولت در به نتیجه رساندن طرح ها و برنامه های مؤثر در اوضاع معیشتی مردم خوزستان…بخاطر ارتقا چند کارمند دون پایه از اقوام نزدیک خود قیصریه را به آتش می کشد!
وقتی نماینده توان خود را صرف خواسته های دون و پیش پاافتاده ی شخصی و فامیلی می نماید و فقط وقتی سخنرانی می کند که بخواهد با کوبیدن دولت و استاندار به خواسته و مطامع شخصی خود برسد!
از غلامرضا شریعتی تنها چه کار بر می آید؟!
رسانه های استان باید به خود بیایند و با برملا ساختن حقایق پشت پرده که استاندار خوزستان نمی خواهد با بیان آنها جواب زیاده خواهان رانت خوار را بدهد…به نماینده ی عالی دولت برای به ثمر رساندن تلاشها و مجاهدت های شبانه روزی اش کمک و یاری نمایند
دکتر غلامرضا شریعتی استاندار مانند آب؛نفت؛گاز؛منابع و معادن ما که بردند و قدرش را ندانستیم سرمایه ی خوزستان و حاصل تلاش و سالها صرف منابع خوزستان است
و با تعصب و دلسوزی که برای مردم و استانش دارد چشم وزرا و مقامات عالی کشور را به خود خیره ساخته است
و وزرا چون خود اهل فن هستند به خوبی درک می کنند و می فهند که غلامرضا شریعتی چگونه حتی خارج از توان و بضاعت جسمی خویش؛تمامیت خود را فدای پیشرفت و تعالی استان کرده است و جز تعریف و تحسین کاری از وزرا برنمی آید..
ماههاست که مشغول بررسی عملکرد استانداران در ادوار گذشته ی خوزستان و نیز استانداران فعلی کشور هستم…
بی انصافی است اگر نگوییم”استاندار خوزستان بهترین است”
بارها از او و گاه صادقانه بگویم در کمال بی انصافی انتقاد کرده ایم…اما او آنقدر صبور و شکیباست که به صبور بودنش غبطه خورده ایم
غلامرضا شریعتی فرزند خلف و شریف خوزستان است منتهی چه بگویم که ما عادت کرده ایم به ندیدن خوبی ها
ما عادت دیرینه ای به افسوس خوردن داریم…افسوس اینکه چرا آن موقع که باید حمایت نکردیم…؟!
چرا آن موقع که می توانستیم و باید می گفتیم نگفتیم…ننوشتیم؟! نشناساندیم؟!
هرچند همیشه عادت کرده ایم به مردمی بودن؛تواضع؛انسانیت؛مردمی بودن غلامرضا شریعتی بتازیم و بی انصافی کنیم
اما یکبار هم شده بیاییم از پوسته ی حاسد و خواسته های فردی خود فاصله بگیریم و واقع بینانه و از روی صداقت به او و کارنامه اش