
⚫ یک شعرایلیاتی
میراث دارآه وافسونی
ای قوم لر،ای آریایی مرد
چنگیزچشمان تومیگوید
تاریخ راتکرارخواهی کرد
➖➖➖➖➖➖➖
عمری دویدی خسته وخاموش
لبریزازبغض وغم وفریاد
باترک هادرصبح مشروطه
باترکمن هادرشب بیداد
➖➖➖➖➖➖➖
ازپیچ وتاب دشت می آیی
باعطرگل درطرح پیراهن
چون روح برنواستواری تو
چیزی شبیه آریوبرزن
➖➖➖➖➖➖➖
ای”افسر”شعرتوچون”کوروش”
بر”قلعه ی سرد”زمین جاری
بانغمه ی کبک دری هرشب
سرداده ای آوازبیداری
➖➖➖➖➖➖➖
روح”علیمردان”چشمانت
افتاده درصحرای بی شبنم
ای مادرسرسبزکوهستان
ای وارث لبخند”بی مریم”
➖➖➖➖➖➖➖
آه ای بلوط سال رویاها
درملتقای آتش وجنگل
قلب زمین راشخم خواهدزد
این دست های زخم پرتاول
➖➖➖➖➖➖➖
دیدی پدر،پیرانه سر،جان داد
برتیغه های سردگاوآهن
برشاخ های زخمی ورزاء
زیرستیغ سربی بهمن
➖➖➖➖➖➖➖
حالاتمام دختران دشت
ابریشم اندوه می پوشند
درچشم گرگانی که بی پروا
ازچشمه های نفت می نوشند
➖➖➖➖➖➖➖
“تاراز”من اماجنون دارد
فریادهایش درگلومانده
شیداترازبوی چویل مست
ته جرعه هایش درسبومانده
➖➖➖➖➖➖➖
فردادراین خیزابه های خون
اهریمنان باعشق درگیرند
زیراهمه نوباوه گان دشت
آرش صفت’نسل کمانگیرند
➖➖➖➖➖➖➖
سرشاخه های رودکارون را
بااعتصابت بازجاری کن
میراث دارگریه هامان باش
“منگشت”راهم “آسماری”کن……..
➖➖➖➖➖➖➖
شعر از مهندس مجیدحسینی نژاد
یکشنبه ٢٠ تیرماه ٩۵